به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، «برادران مؤمن، بار دیگر ماه رمضان با شبهای الهامبخش، روزهای سراسر پند، فضای معطّر و خاطرات و درسهایش، در حالی که انسان را به سوی حزم و نظم و انضباط و استواری فرا میخوانَد، به ما روی آورده است...» این عنوان شاید بهترین دیباچه کتابی باشد که فلسفه روزه را در مطلع ماه خدا و هنگام روئیت هلال رمضانیه، بیان میکند و به تبیین رموز این فریضه الهی میپردازد.
آیتالله سید موسی صدر، روحانی بلند قامت و بلند نظری بود که در قم متولد شد و از تبار خاندان موسوی صدر به شمار میرود که در میانه دهه ۳۰ به لبنان رفت و پرده نوینی از اسلام و تشیع را در جبل عامل آویخته و معنا کرد. «اخلاق روزه» عنوان کتابی است از مجموعه پرتوها که برخی دیدگاهها و تجربیات معرفتی امام موسی صدر را در پیوند با روزه منعکس میکند. تنوع مطالب این کتاب به سبب تنوع شرایط زمانی و مناسبتهای تاریخی و جغرافیایی است که امام در آن و یا برای توضیح آنها سخن گفته است. اما، در عین آن تنوع، همه بخشهای کتاب وحدت و انسجام موضوعی دارد، زیرا از منظرهای مختلف، روزه و معانی، ابعاد و تأثیرات و جلوههای آن را در طول زمان تعیین میکند.
اولین گفتار کتاب، پیام امام صدر در سال ۱۳۵۰ شمسی به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان است. صدر در این پیام تلاش دارد که مؤمنان را متوجه آن بکند که عبادات ما نباید بدل به کاری روزمره شود. مطالعه این کتاب نوع مواجهه امام صدر با عبادات و همچنین، ابعاد گوناگون روزه را روشن میکند. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۶ توسط عطاءالله افتخاری ترجمه و توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر چاپ شده است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
«بار دیگر روزه میگیریم، شبزندهداری میکنیم و شعایر دینی را بزرگ میداریم و سرانجام با شادمانی و خشنودی عید را با هم جشن میگیریم. سپس به زندگی عادی باز میآییم و به همین ترتیب، سالها، یکی پس از دیگری، میآیند و یادها و خاطرات ما بیشتر و بیشتر میگردد. بیمِ آن میرود که ماهِ رمضان به عادتِ بیروحی تبدیل شود که شعایرِ آن تنها عادتها و رسومی سرگرمکننده باشد و از همۀ معانی اصلی و روح حقیقی خود تهی گردد. با یک نگاهِ گذرا درمییابیم که این مصیبت، یعنی مصیبتی که روزه و رمضان به آن مبتلا شدهاند، مصیبتی است که بر همه عبادات و مناسک دینی سایه افکنده است. این بیماری به عبادات و مراسم دیگر هم سرایت کرده و به اماکن مقدّس، شعایرِ دینی و همۀ رهنمودهای آسمانی حملهور شده است.
در لبنان درد و اندوه مضاعف است؛ دردِ دین و تعالیم دینی است. این فاجعه پس از آن رخ داد که به آموزههای آسمانی قالبهای زمینی محدود و معین داده شد، همه چیز کمّی شد و برای آن اندازهگیری و درجهبندی وضع گردید. ببینید آیا کارایی دین و تأثیرِ تعالیمِ آن را در زندگی خود از دست ندادهایم؟ آیا نقش راهبردی آن در هدایتِ انسان به پایان نرسیده است و به پارهای آیینها، یادگارها و سرگرمیها تبدیل نشده است؟ شاید گمان میرود اساسا دین متعلّق به روزگاری است که مشکلات و محنتهای گوناگون سراسرِ زندگی انسان را فرا گرفته بود و آموزههای دینی نقش تقویت روحی و روحیه دادن و تسلی بخشیدن به چنان انسانی را داشت و امروز که بشر بر بسیاری از مشکلات چیره شده است، نقش دین و رهنمودهای آن باید کمرنگ شود.
برادرانِ مؤمن، پیش از آنکه این سؤالات از سوی دیگران مطرح شود و ما را آشفته و پریشان سازد، لازم است خود به طرح آنها بپردازیم. البته این پرسشها و پاسخ آنها مطرح شده است، ولی ما از آن سخن نگفتهایم تا با واقعیت تلخ روبهرو نشویم. در نتیجه، امروز با واقعیت صریح و برهنه آنها روبهرو شدهایم.»
ارسال نظر